المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

197

التنبيه والإشراف ( فارسي )

دويست و پنجاه سال تا دوران معتضد نزديك به دو ماه جلو افتاد و به همين جهت وقت مطالبه خراج از وقتى كه حاصل بدست ميآيد زودتر شد و معتضد بسال دويست و هشتاد و دوم هجرى آن را در حدود دو ماه پس برد و به ترتيب ماه‌هاى سريانى قرار داد تا ديگر تغيير نيابد ، زيرا بوسيلهء كبيسه ثابت ميماند . و نوروز را بروز يازدهم حزيران برد كه به دو منسوب شد و نوروز معتضدى ناميده شد و نوروز پارسى همچنان در چهار فصل ميگشت و بهر يكصد و بيست سال يك ماه جلو ميافتاد . نوروز آغاز فصل تابستانى و مهرگان اول فصل زمستانى است . قبطيان نيز در شمار ايام ماههايشان كه سى روز بود همانند ايرانيان بودند ماه اولشان توت و روز اول آن نوروز قبطى بود . سپس بابه ، هتور ، كيهك ، طوبه ، امشير برمهات ، برموده ، بشنس ، بؤونه ، ابيب و مسرى بود . و در آخر مسرى پنج روز كبيسه بود كه آن را به قبطى ابغمنا مىگفتند و بعنوان ايام الحاقى معروف بود . سه سال پياپى كبيسه پنج روز و بسال چهارم شش روز بود تا ربع روز سالانه را تلافى كند و با اين ترتيب ايام سالشان سيصد و شصت و پنج روز و ربع بود . عربان تابع رؤيت هلالند و بناى سال خود را بر آن نهاده‌اند و ماههايشان يك ماه ، سى روز و يك ماه ديگر بيست و نه روز است . بنابر اين شش ماه سال تمام و شش ماه ناقص است و ايام سالشان به حساب ساده سيصد و پنجاه و چهار روز است . اما به حساب دقيق در هر سى سال يازده روز بروزهاى سال اضافه مىشود و در حقيقت ايام سال سيصد و پنجاه و چهار روز و يك پنجم و يك ششم روز است . و سالى كه اين كسرها تلافى مىشود هفت ماه آن كامل و پنج ماه ناقص است . و اين ترتيب ايام ماه به حساب دقيق از مقارنهء خورشيد و ماه در مسيرشان است . اما مطابق رؤيت هلال تفاوت مىكند ممكن است چند ماه پشت سر هم كامل باشد و چند ماه پشت سر هم ناقص باشد و هميشه چنان نيست كه آغاز ماه مطابق حساب و رؤيت